دانلود اتگا

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


پستانم رو بمال
 

1 . گذشتن – رومبا – داستان
‎از حمام بیرون می برم و به زحمت روی تخت قرارش می دهم. چراغ را هم روشن می کنم. بعد حوله www.gozashtan.blogfa.com/post-10.aspxرا از زیر تنش بیرون می آورم و بندش را می بندم. آرام پستان هایش را زیر حوله مخفی می
کنم. می خندد: – چندشت می شه؟؟ کنارش روی تخت می نشینم: – چرا ازم خواستی بیام؟ مگه
نگفته بودم پات رو از زندگی ما بکش بیرون؟ سرفه می کند. با دستش دنبال چیزی …
 

2 . MARS on Instagram: “#ممه #بمال #بخور #سینه #دختر #سکسی”
‎29 سپتامبر … 61 Likes, 6 Comments – MARS (@mars_6969) on Instagram: “#ممه #بمال #بخور #https://www.instagram.com/p/tjx5OwkDs7/سینه #دختر #سکسی”
 

3 . hadiseh on Instagram: “عاغا این قسمت مورد داره خفن. 15/بوسه نفس هاش …
‎29 آگوست … دستمو روی دهنم فشار دادموصدامو خفه کردم..چان از خود بیخود شده بود با حرکتی سریع https://www.instagram.com/p/sRe4T9rCBP/بقیه ی دکمه های لباسمو با کشیدن یه طرف پیرهنم پاره کردوکند با یه حرکت از تنم
دراوردش..لباشو پایین تر بردو به تمام بدنم بوسه میزد..سرشو بالا اوردو به گردنم
رسید..حالم خراب بود..توی گوشش زمزمه کردم -چانی.ول ..نمیتونم..دیگه تحمل …
 

4 . سلام من جوانی 23ساله هستم که تازه عقد کرد… – پرسشکده
‎اول با دست آرام ماساژ رو شروع کن بعد آروم زبون و بعد کاملا در دهانت فرو کن و با ولع و https://www.porseshkadeh.com/…/سلام-من-جوانی-23ساله-هستم-که-تازه-عقد-کرده-امآرامش شروع کن به مکیدن. باز میگم با آرامش… بعد با زبان برو به سراغ اون یکی سینه
و بعد با زبان به آرامی تمامی شکم زن رو بلیس و به پهلو و کمر تا به گردن. همه را به
آرامی لیس مالی کن و به آرامی با دستت سینه ها و شکم رو ماساژ بده. بعد آروم با دست
برو …
 

5 . ارضاازطریق مالش کلیتوریس | دکتر رهام صادقی
‎سلام.من تازه ازدواج کردم. 1- شوهرمن همیشه من رو از طریق مالش کلیتوریس با دستش www.roham.ws/web/ftopict-20010.htmlارضام میکنه و خیلی وقتا اینکار هر روز اتفاق میفته.این سوال برام پیش اومده که این
عمل چه فرق موضوع 20010.
 

6 . داستان كوتاه – داستان كوتاه: خلع خواب / میم صاد (showing 1-8 of 8)
‎که البته خواب بعدی و فیلم برداری همه چیز رو برای خواننده مشخص میکرد. صورتم مانند https://www.goodreads.com/topic/show/1375576سطح شیر داغ، چروک می شود. از این توصیف خوشم اومد از فامیل های دور پدر. چون فامیل
خیلی دور است او را به همسایگی می شناسیم بهتر نبود فامیل دور بودن رو وسط
نمیکشیدی؟ چون چیزی تو داستان عوض نمیکنه و به نظرم توضیح اضافیه با حالتی
مانند حالت …
 

7 . Ali Ohadi’s Blog – بخشی تازه از رمانی کهنه (1) – January 28, 03:32
‎28 ژانويه … به اتاق برگشت، روبدوشامبر را روی لبه ی تخت انداخت، و آرام روی تخت لغزید و به https://www.goodreads.com/author_blog_posts/7771373-1پهلو دراز کشید. فریدون غلتی زد. دستی آرام، از روی شانه بطرف سینه های سوسن خزید.
زن لبخند زد و پیش از آن که انگشت ها به مقصد برسند، نوک پستان هایش بیدار شدند.
انگشت ها که سینه اش را قاب گرفتند، دست چپش را روی دست فریدون …
 

8 . ۱۳۸۷/۱۱/۱ – ۱۳۸۷/۱۱/۳۰ – یک حرف تازه – بلاگفا
‎پيراهنم را بالا زدم و پستانم را در دهانش گذاشتم. با چه اشتياقي مي‌مكيد. سينه‌ام سوخت. yeharfetaze.blogfa.com/8711.aspxاُف كشيدم ولي دلم نيامد دهانش را از سينه‌ام جدا كنم. در حالي كه بلند مي‌شد گفت:« من مي‌روم
ننه تنها نباشد.» « صبر كو باهم مي‌رويم» « تو را نمي‌برم. يك شنيدي باقر…» حرفش را
خورد. « كجا مرمي خورده؟» برگشت صورتش برافروخت. نمي‌دانم از اينكه من مي‌دانستم …
 
 

10 . سایت سارا شعر – چهل داستان کوتاه برگزیده
‎شوفر سومی كه تا آن وقت همه‌اش چرت زده بود و چیزی نگفته بود كاكا سیاه براق گنده‌ای sarapoem.persiangig.com/link7/cheradaryachubak.htmبود كه گل و لجن باتلاق رو پیشانی و لپ‌هایش نشسته بود. … سر كوچك مكیده شده‌اش روی
 







NS