به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان کردن کون پسر تو حموم
 

1 . ماجرای گی من و پسر دائيم | gayteen73
‎5 ا کتبر 2011 … من و پسر دائيم يك پسر دايي دارم از من دو سال كوچيكتره. تازه دانشجو شده. به من هم خيلي https://gayteen73.wordpress.com/2011/…/ماجرای-گی-من-و-پسر-دائيم/احترام مي‌ذاره. تو جمع‌هايه فاميل معمولا با هم بوديم. ازش خوشم مياد. بچه با ادب و مهربونيه.
… سياوش يكمي به من نگاه كرد و خواست كه من راحت باشم يكمي رفت عقب ولي زنه
كشيدش جلو شروع كردن دوباره لب بازي. … بعد بلند شديم و رفتيم حموم.
 

2 . کیر آرمان – داستان واقعی – | gayteen73
‎23 سپتامبر 2011 … آرمان هم مدام از کیر گنده اش و خاطرات پاره کردن کون دخترای محلشونو واسمون تعریف https://gayteen73.wordpress.com/2011/09/…/کیر-آرمان-داستان-واقعی/میکرد و بعضی وقتا اینقد از بزرگی کیرش صحبت میکرد که بدجور کنجکاو میشدم
کیرشو … باورم نمیشد کیری به این کوچیکی هم تو دنیا وجود داشته باشه, حتی کیر
نوزادِ پسر عموم که تازه یکسالش شده بود از کیر آرمان کلفت تر بود.
 

3 . گاییدن مادرجون | شهوانی
‎20 سپتامبر … گاییدن مادرجون. اسم من امید خاطره ای که می نویسم داستان گاییدن مادر زنمه که بهش می hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272562.htmlگیم مادر جون شصت سال بیشتر سن داره ولی بدنی داره که کیر من که دامادشم … بعد وسه
تا ریختم تو کسش بی حال افتادم روش با نازش از حالت خلصه اومدم بیرون گفت باشو
بریم حموم بریم دیر میشه تو حموم باز انگولکش می کردم گفت نه …
 

4 . سکس گروهی دکتر
‎20 سپتامبر … سکس گروهی دکتر. 1391/8/4. این داروهارو مصرف می کنین هر وقت تموم شد دوباره hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272560.htmlتشریف بیارین،خداحافظ سرمو گذاشتم رو میز و چشامو بستم،سرم داشت می ….. زدم در
کون جفتشون،با هم گفتن آخخ و خنده می کردن،تو حموم نیوشا همش کونشو میمالید به
کیرم،نهال گفت برو کنار ببینم،اون کیر واسه من،حالا یه بار رفت تو کست …
 

5 . به زور منو کردن | داستان سكسي
‎25 ژوئن 2011 … از روزی که علی ماشین دار شد تو کون ما 3نفر عروسی بود همش میرفتیم بیرون دختر https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/به-زور-منو-کردن/بازی و تا دیر وقت تو خیابون ها چرخ میزدیم. … ناراحتی نگام کرد ولی من خودمو براش
لوس کردم گفتم بابایی من که درسامُ خوب خوندم و قبول شدم تازشم با غریبه که نیستم
با علی پسر آقا محسن و سعید میرم,بابا هم قبول کرد و شرط گذاشت که …
 

6 . کونکونک با پسردایی | داستان سكسي
‎25 ژوئن 2011 … سلام اسم من امیره درحال حاضر19 سالمه داستانی که میخوام بگم برمیگرده به 5 سال پیش https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/کونکونک-با-پسردایی/یعنی زمانی که من 14 سالم بود من با پسر داییم(علیرضا) تفاوت سنی زیادی … در حموم
به عیرضا گفتم درو باز کن منم بیام تو باهم حموم کنیم اونم درو باز کرد منم پریدم حموم
شروع کردم به لیف صابون زدن علیرضا هم داشت خودشو میشست من …
 

7 . کردن کون سفید پسرخاله تو حموم – شهوانی
‎3 ژانويه … سلام.این داستان واقعیه هر کس خواست باور کنه هر کس هم خواست باور نکه.قضاوت با
خودتونه الکی هم فحش ندید.بریم سر داستان.من مجید 16 ساله با قد نسبتا بلند با یه
کیر17 سانتی(من مثل بقیه نیستم الکی بگم کیرم 25 سانته.نه من راستشو میگم)
این داستا مربوط میشه به 1 سال پیش که خالم اینا اومده بودن شهرمون از …
 

8 . کون دادن به پسر کیسه کش حموم – شهوانی
‎22 دسامبر … ماجرا بر میگرده به ۲ سال پیش …۱۶ سالم بود بدنی رو فرم و سفید سفید تو کار گی
نبودم اصلا نمی دونستم چیه چند وقتی بود یه حموم زده بودن تو شهر حموم خصوصی لوله ها
خونه ریخته بود بهم نشتی داشت گفتن برو حموم عمومی منم کنج کاو سر ظهر بود که
رسیدم دم درش رفتم یه اقایی یه کارت بهم داد گفت هر موقع دوس داری بیا …
 

9 . since – Google Groups
‎رو دوست داشتم و هميشه آرزوي كردن خاله ام تو دلم مونده بود. اسم خاله من مهتابه و 28سال سن https://groups.google.com/d/topic/…/azBsHTsYESkداره و هنوز هم بچه دار نشده،راستش رو بخواين خيلي خوشگله از زيباى مثله ماه مي مونه. ….
اين باحالي نبود. خلاصه خالم بعداز اينكه من و خودشو شست واجبين درست كرد وبه كس
خودش و به كير من زدو كس خودش و كير منو حسابي تميز كرد. از حموم كه بيرون اومديم
 

10 . داستان سکس احسان با راحله (دختر دایی) | داستان سکسی
‎15 جولای 2010 … خیلی هم گوشت و ناز اینطوری براتون بگم که هر کی تو فامیل ما از کس چیزی سر در https://iranaks.wordpress.com/…/داستان-سکس-احسان-با-راحله-دختر-دایی/میاره وقتی این دختر دایی مار و میبینه کیرش راست می کنه . … خونه که ناهار بخورم
 







NS